مقدمه در گسترهٔ خاورمیانه، ملتهایی با تاریخ، فرهنگ، زبان و سرزمینهای کهن زندگی میکنند که برخی از آنان توانستهاند دولت و حاکمیت مستقل خود را تشکیل دهند و برخی دیگر، باوجود پیشینهٔ تمدنی و هویت ملی روشن، هنوز از داشتن دولت مستقل محروم شدهاند. در میان این ملتها، بلوچ و کرد دو نمونهٔ برجسته و مهماند؛ دو ملت بزرگ که دارای زبان، فرهنگ، لباس سنتی، موسیقی، ادبیات، ساختارهای اجتماعی و سرزمین تاریخی مشخصاند، اما تاکنون موفق به ایجاد دولت مستقل ملی نشدهاند.
پرسش اساسی این است که چگونه ممکن است ملتهایی با چنین پیشینهٔ تاریخی و فرهنگی، هنوز فاقد حکومت و دولت خویش باشند؟ پاسخ این پرسش را باید در مجموعهای از عوامل تاریخی، سیاسی، جغرافیایی، استعماری و بینالمللی جستجو کرد.
ملت بلوچ و ویژگیهای هویتی آن
ملت بلوچ یکی از کهنترین ملتهای منطقهٔ جنوب غرب آسیاست که در سرزمین تاریخی بلوچستان زندگی میکند؛ سرزمینی که امروزه میان کشورهای پاکستان، ایران و افغانستان تقسیم شده است. بلوچها دارای زبان بلوچی با شاخهها و گویشهای مختلف، فرهنگ قومی غنی، موسیقی ویژه، لباس سنتی ممتاز و تاریخ مبارزاتی طولانیاند.
بلوچستان از نظر جغرافیایی نیز سرزمینی بسیار مهم است. قرار گرفتن در کنار دریای مکران ( بلوچستان) و اقیانوس هند، خلیج گواتر و مسیرهای راهبردی اقیانوس هند، به بلوچستان اهمیت ژئوپولیتیکی ویژهای بخشیده است. همین اهمیت، یکی از دلایلی بوده که قدرتهای منطقهای و جهانی همواره خواهان کنترل این سرزمین بودهاند.
ملت کرد و ویژگیهای هویتی آن
کردها نیز یکی از بزرگترین ملتهای بدون دولت در جهان بهشمار میروند. سرزمین تاریخی کردستان میان ترکیه، ایران، عراق و سوریه تقسیم شده است. کردها دارای زبان کردی با شاخههای گوناگون، ادبیات غنی، فرهنگ کهن، لباس سنتی شناختهشده و هویت ملی نیرومند هستند.
کردها در طول تاریخ بارها برای خودمختاری یا استقلال مبارزه کردهاند و در برخی دورهها موفق به تشکیل حکومتهای محلی نیز شدهاند. امروزه اقلیم کردستان عراق نمونهای از نوعی خودگردانی کردی است، هرچند هنوز یک دولت مستقل کامل محسوب نمیشود.
چرا بلوچ و کرد فاقد دولت مستقلاند؟
۱. تقسیم سرزمینها توسط قدرتهای بزرگ
یکی از مهمترین علل بیدولتی بلوچها و کردها، تقسیم سرزمینهای تاریخی آنان توسط قدرتهای استعماری اروپا و دولتهای منطقهای است.
پس از فروپاشی امپراتوریهای بزرگ، بهویژه عثمانی، مرزهای جدید خاورمیانه عمدتاً براساس منافع قدرتهای استعماری مانند بریتانیا و فرانسه ترسیم شد، نه براساس هویت ملتها. در نتیجه، سرزمین کردستان و بلوچستان میان چند کشور تقسیم گردید.
این تقسیم جغرافیایی، ملتها را پراکنده و توان سیاسی آنان را تضعیف کرد.
۲. منافع ژئوپولیتیکی دولتهای منطقه
سرزمینهای بلوچ و کرد دارای منابع طبیعی، موقعیت راهبردی و اهمیت نظامیاند. دولتهایی که این مناطق را در اختیار دارند، معمولاً حاضر نیستند کنترل آنها را از دست بدهند.
بلوچستان به دلیل دسترسی به آبهای آزاد، منابع معدنی، مسیرهای انرژی و موقعیت دریایی اهمیت فراوان دارد. کردستان نیز دارای منابع نفت و گاز و موقعیت راهبردی مهمی است.
از این رو، دولتهای منطقه غالباً با هرگونه حرکت برای تعیین سرنوشت خود از جانب این ملل( که حق تعیین سرنوشت هر ملتی در قوانین بین المللی برسمیت شناخته شده است) با شدت برخورد کردهاند. هر چند که کرد و بلوچ مرزهایی را که استعمارگران بدون توجه به منافع و نظر آنها ترسیم نموده اند، جاودانی نمیپندارند.
۳. نبود اتحاد کامل سیاسی
هر دو ملت بلوچ و کرد، با وجود اشتراکات فرهنگی و ملی، در طول تاریخ دچار پراکندگی سیاسی و قبیلهای بودهاند. نبود یک رهبری واحد و اختلافات داخلی که ایجاد آنها بخشی از سیاست حکام دول منطقه برای استیلا بر آنها بوده است، گاه مانع شکلگیری جنبش ملی فراگیر شده است.
قدرتهای منطقهای نیز بارها از این اختلافات بهره برده و سیاست «تفرقه بینداز و حکومت کن» را بهکار گرفتهاند.
۴. مداخلهٔ قدرتهای جهانی
قدرتهای جهانی کنونی معمولاً از جنبشهای ملی تنها زمانی حمایت میکنند که با منافع سیاسی و اقتصادی آنان سازگار باشد. در بسیاری از موارد، منافع دولتهای بزرگ با حفظ مرزهای موجود همسو بوده است.
به همین دلیل، باوجود رنجها و مبارزات بلوچها و کردها، جامعهٔ جهانی اغلب از تشکیل دولت مستقل آنان حمایت عملی نکرده است.
۵. سرکوب نظامی و فرهنگی
در بسیاری از دورهها، زبان، فرهنگ و فعالیتهای سیاسی بلوچها و کردها با محدودیت یا سرکوب روبهرو شده است. ممنوعیتهای زبانی، فشارهای امنیتی، بازداشت فعالان سیاسی و توسعهنیافتگی مناطق قومی، بخشی از این سیاستها بودهاند.
چنین شرایطی باعث شده روند شکلگیری نهادهای ملی و سیاسی مستقل دشوارتر شود.
شباهتهای تاریخی بلوچ و کرد
بلوچها و کردها شباهتهای قابل توجهی دارند:
- هر دو دارای سرزمین تاریخی مشخصاند.
- هر دو ملت دارای زبان مستقل و کهناند.
- هر دو دارای فرهنگ و لباس سنتی شناختهشدهاند.
- هر دو میان چند کشور تقسیم شدهاند.
- هر دو در طول تاریخ با سرکوب و محرومیت سیاسی روبهرو بودهاند.
- هر دو دارای جنبشهای هویتطلبانه و ملی هستند.
این شباهتها سبب شده که بسیاری از پژوهشگران، بلوچ و کرد را در زمرهٔ مهمترین ملتهای بیدولت جهان قرار دهند.
آیا امکان تشکیل دولت مستقل وجود دارد؟
پاسخ این پرسش پیچیده است. در جهان امروز، تشکیل دولت مستقل تنها به داشتن هویت ملی وابسته نیست، بلکه به عوامل بسیاری چون شرایط بینالمللی، اتحاد داخلی، توان سیاسی، اقتصاد، حمایت مردمی و تحولات منطقهای بستگی دارد.
برخی ملتها توانستهاند پس از دههها مبارزه به استقلال برسند، درحالیکه برخی دیگر هنوز در مرحلهٔ مبارزه برای حقوق فرهنگی، زبانی یا خودمختاری قرار دارند.
در مورد بلوچها و کردها نیز آینده به تحولات سیاسی منطقه، میزان همبستگی داخلی و تغییرات نظام بینالملل وابسته خواهد بود و در ساحه تحولات و اراده ملت ها، هیچ چیز ناممکن وجود ندارد.
نتیجهگیری
بلوچ و کرد دو ملت بزرگ با تاریخ، فرهنگ، زبان و سرزمینهای کهناند که باوجود داشتن عناصر اصلی هویت ملی، هنوز فاقد دولت مستقل خود هستند. علت این وضعیت را باید در تقسیم استعماری سرزمینها، منافع ژئوپولیتیکی دولتها، مداخلات خارجی، سرکوب سیاسی و پراکندگی داخلی که بخشی از سیاست استعمارگران با عقب نگه داشتن ملتها و پارچه پارچه نمودن آنها، سبب گردیده اند، جستجو کرد.
بااینحال، هویت ملی این دو ملت طی دههها و حتی قرنها حفظ شده و همچنان زنده است. زبان، فرهنگ، موسیقی، ادبیات و حافظهٔ تاریخی، نقش مهمی در بقای هویت بلوچ و کرد داشتهاند. تاریخ نشان داده است که ملتها حتی در دشوارترین شرایط نیز میتوانند هویت خویش را حفظ کنند و برای حقوق خود تلاش نمایند