انقلاب کردها در دو قرن گذشته پیوسته اوج گرفتهاند و پس از مدتی تضحیف شدهاند، یا در جنگ خود باقی ماندهاند و پیشرفت قابل توجهی نداشتهاند. بدیهی است که در اینجا بیشتر منظور انقلاب کردها در شرق است.
این نوسانات، سوالاتی را در نسل آگاهی جدید ایجاد میکند. مفاهیم و موضوعات جدید در ذهن شما میآیند و میروند و گاهی اوقات تخیل طرحهای جدید شما را به گذشته بازمیگرداند.
ممکن است سوالات به ترتیب نباشند، اما تفسیرهای شما از آن زمان جالب و بسیار رویایی خواهد بود.
بله، از نظر کارشناسی، ارزیابی گذشته با معیار زمان حال (پس از خود) صحیح نیست، اما آنها همچنان شما را وادار میکنند که با معیار زمان فکر کنید.
مسیرهایی که آنها دنبال کردند، متأسفانه ما را به مقصد اصلی نرساند. بنابراین، بهترین کارشناسان وصاحب ناظران ما سر به گریبان نگذاشتند و در طوفان ناامیدی قوانین و مقررات گلآلود آن زمان غرق نشدند.
ما باید تلاش میکردیم تا از تکرار کاستیهای گذشته جلوگیری کنیم. راه حل چه بود یا چه رازی در دل مبارزه، مخفیانه و... مملو از طلسمهای ناگسستنی، که خود را آشکار نکرده بود، باقی مانده بود تا راه اصلی خروج از این بحران را به ما بگوید؟
این سوال عجیبی بود که باعث شد بدون رفتن به سر در گمی ، بنشینیم و به جواب آن فکر کنیم.
با این تفکر جدید بود که مانیفست و اصول نسل جدید (بر اساس: پشت سر گذاشتن گذشته، ،. باور به خود، ،. ارائه راهکار مناسب برای کاهش کاستیهایمان) شکل گرفت.
تعریف مانیفست لیبرالسم کوردی به این معنی است که ما باید از یکدیگر آگاه شویم و تا رسیدن به مرحله آگاهی هدفمند با یک پروژه مداوم، متوقف نشویم.
لیبرالیسم کردی مبتنی بر اصلاح ساختار مدرن است و برنامه سیاسی کردها برای نصل جدید متوقف شده است. به طور خلاصه، میتوانیم هدف خود را در چند نکته معرفی کنیم:
۲. ترمیم اصالت و فرهنگ به طور کلی و پاک کردن ردپای بد بیگانگان.
ایجاد وضعیت نامطلوب روابط بین افراد، گروهها و طبقات جامعه متعلق به این ملت، شناسایی خود با یکدیگر و ایجاد روحیه تحمل ملی، به منظور غلبه بر بحران هویت ملی و آشتی افراد.
۳- حفظ چارچوب سرزمین کردستان. به دلیل با خود بیگانە شدن و سیاستهای خصمانهی استعمارگران و عدم درک ما از خسارت بزرگی که متحمل شدهایم، بسیاری از مناطق مهم و استراتژیک ما از تاریخ و بقایای ملت ما دارە از بین میرە که ممکن است به نظر برسد خاطر شرایط یا انرا فراموش یان از یاد بردیم در صورتی کە نە فراموش کردیم و نە از ان خواهیم گذشت چون بخشی از هویت و تاریخ ملت ماست.
۴- احترام به حق فرد برای خلق یک متفکر آزادیخواه کُرد.
چه کسی از خود و محیط اطرافش میپرسد (او چیست؟ او کیست؟ در کجای این جهان ایستاده است؟ وظیفە انسانی او چیست؟ چقدرارزش دارد؟ چقدر مورد توجه قرار گرفته است؟ باید چکار کند ... چگونه باید عمل کند و چگونه برود؟... وموضعگیری در برابر مفاهیمی که حقوق او را زیر سوال میبرند، مدرن است و به طور مداوم در یک فرآیند فعال و مداوم خود را تغییر شکل میدهد.
این به معنای تبدیل شدن به فردی حساس و آگاه است که به صدای ثانیههای روز گوش میدهد و در جریان کار و فعالیتهای مداوم خود از فرصتها بهره میبرد.
یعنی اگر دستور کار و پرونده افراد ما غنی باشد، کُردها غنی خواهند بود و ما به اهداف خود نزدیکتر خواهیم شد.
۵. چه اصولی باید به قوانین ملی ما در بین خودمان تبدیل شوند که بتوانند روح ملی کردها را حتی بدون دولت و تحت ستم خارجی در عمل حفظ کنند؟
روحیه حق خواهی و آزادی ما از آن باید بە صل بهتر و قویتر باشد.
لیبرالسم کردی را باید توسعه داد.
۶- اجتناب از رویای اقتدارگرایانه مرکزگرایان و عدم همکاری با تفکراستعماری خارجی مانند پان و شوونیسم و باز گشت بە درون خویش یا خود شناسی و خود اگاهی .
۷. پیش رفت یک جامعە دندە بە پیش رفت فردی جامعە. شخص اگر از نظر افکار و اندیشە حق و حقوق در رفاه و پیشرفت باشد هم فرد هم جامعە مترقی خواهند بود. برای بازسازی جامعه فروپاشیده ، باید شخصیتهای شکسته را دوبارە ترمیم کرد و باید به خودمان احترام نگذاریم، باید دنیای جدیدی بسازیم. دنیای جدید و ورود به جامعە انسانگرا و آزاد و آگاه و مدیرن.
۸- جامعە کردستان و شرق کردسستان مدتهاست به سوی مدرنیته گامهایی برداشته است، با وجود نقض حقوقش توسط سلطنت حکام و جمهوری اسلامی ، باوجود این همە فشار از طرف استعمارگران و جلوگیری از تشکیل تشکل و سازمان برای دفاع از ملت کرد و ایجاد محدودیت کە ما را شکت نخوردیم و خواستار بر حق ملت کرد هستیم.
از سوی دیگر، جامعه مدنی کردستان اگرچە تا حدودی نتوانسته است سیستم خود مدیریتی خود را بسازد و به شیوهای کانالیزه برای اهداف خود کار کند و این پتانسیل را دارد که خیلی سریع و بر اساس نافرمانی مدنی،
قدرت مسلط باید در برابر تصمیمات خود سر تعظیم فرود نیآورد.
یکی از مشکل آنها این بود که یک سیستم لیبرال وجود نداشته است که بتواند
این ترتیبات را به نفع ملت هدایت کند.
وظیفه لیبرالسم ماست برای همکاری و هماهنگی با سازمانها و تودهای اجتماع در یک رستا برای یک جامعە مدرن و ازاد. واضح است که این انجمن و تودەهای اجتماعی برای یک اهداف مشترک اجتماعی و بحث در مورد یک پروژه جدید و تبدیل شدن به پشتیبان و میدان نبرد مبارزه تودهای در کردستان هستند.
۹. قانون یکی از این موانع است.
ابزاری سیاسی کە حاکمان آن را برای جلوگیری از اهداف جنبشهای ملت کرد و سایر ملتها تعیین کرده است. وظیفه ما سازماندهی یک مبارزه سیاسی پارلمانی بزرگ در این عرصه خواهد بود.
تا حاکمان بی کفایت هر نامزدی را کە انها تایدد می کنند از ترس نیروهای آزادیخواه مردمی جرات نکنند خود را به کرسی بنشانند و در صورت شکست، به عنوان نمونهای از مناطق دیگر، افراد وفادار و میهنپرست به پارلمان فرستاده شوند کە این امر بر قدرت تأثیر خواهد گذاشت.
مجلس افراطی باید به مجلس مردمی تبدیل شود و مبارزه پارلمانی خوب باید نکات بد قانون اساسی را تغییر دهد.درهای مجلس را ببندید، اما ما همیشه در جهت منافع مردم (در برابر رژیم استبدادی) خواهیم ایستاد.
این یکی از نکات اصلی جنبش آزادیخواهانه لیبرالیسم کردها است.
و در مبارزە خود قدم بە قدم درکنار نهادها و تودەهای مدنی کار خواهیم کرد برای یک جامعە پیشرفتە و مدرن .
۱۰. جامعه کردستان که بە یک جامعە اسلام نامیده میشود. ما به مجموعهای از قوانین و مقررات عمل اجتماعی نیاز داریم که وحدت میان تمام ادیان را تقویت کند جون در کردستان ادیان دیگری هم وجود دارد.
گذست و کثرتگرایی لیبرالیسم یکی از نیازهای جامعه کردستان است برای همزیستی مسالمتآمیز و مبارزه ملی یکپارچه است.
در واقع، ما به عنوان لیبرالهای کردستان، باید روی فرآیند امنیت و اسایش جامعه کار نکنیم و میخواهیم با رفتار و کردارآزادیخواهانه خود، حس خوشبختی و ارامش در جامعه با قوانین اساسی لیبرال انسانی بە تصور بکشیم،
باید فرد کرد را از حق و حقوق خود آگاه کنیم و حق طبیعی و سیاسی خود را مطالبه کند و برای این منظور،لازم میدانیم که ملت کرد با حق و حقوق خود آشتی کنند و با اتحادی جدید، گامهایی برای تأمین و تحقق آنها بردارند.
11- با ترویج دموکراسی مانند کشورهای آزاد، رسانهها و صداهای مستقلی ایجاد کرده است.
در کشورهای مدرن و دموکراتیک روزی نیست که گروههای نوآور، با برنامههای جدید و عجیب، داستان متفاوت را با یکدیگر را روایت کنند.
باید برخیزیم و از این طریق برنامە های کوچک، بزرگ، جدید و جدیدتری (برای بیان حق انسانی) دنیا را شگفت زدە کنیم!
۱۲. تضمین جان افراد و تلاش برای تأمین آزادی سیاسی در مقیاسی گسترده که در آن همه نژادها بتوانند در صلح و امنیت با یکدیگر رفت و آمد و رفتار کنند.
۱۳. جنبش ترسآفرینی کردها باید به یک جنبش انسانساز تبدیل شود. برای اینکه مردم دوباره به سیاست و سیاستمداران ایمان بیاورند، آنها نمیخواهند برنامهها و طرحهای خود را از یک رژیم استبدادی به یک رژیم خدمتگزار و خیرخواه تغییر دهند.
۱۴. زنان بزرگترین اقلیت جهان در قدرت هستند، با این حال بزرگترین نسبت جمعیت جهان را تشکیل میدهند.
جنبش آزادی زنان فمینیست کرد، که به عنوان محصولات، ساختارها و محدودیتهای آن، آنها با مانع بزرگی در مقابل خود مواجه هستند، اگر به طور کامل توسط نیروهای آزادیبخش حمایت شوند، میتوانند بسیاری از برنامههای ملی کرد را انجام دهند.
ما، نیروی آزادیخواه لیبرال کرد، در آموزش و حمایت از شخصیت زنان کرد هیچ کوتاهی نخواهیم کرد و نقش فعالی در فراهم کردن شرایط برابر جنسیتی برای دستیابی به برابری اجتماعی و سیاسی ایفا خواهیم کرد.
۱۵. اجتناب از کشمکش کاتولیک و سنی و آوردن همه اقلیتهای اصلی مانند کردها، شیعیان، لرستان، یارستانی اهل حق و کاکاییها، یهودیان مسیحیان و شیعە وغیر حتی اقلیتهای غیرکرد ساکن کردستان. دولت برای همە دین برای فرد حرمت و احترام بە عقایدهم .
۱۶. ما این را انکار نمیکنیم که، کردها از سیاستهای شوونیستی فارس، بعصی جریانات سیاسی در قبال مسئله ملی کرد انتقاد داریم و خواهان اتحاد بین ملتهای ایران و همسایگانمان هستیم.
این یک واقعیت تاریخی است کە ما یک ملت هیستیم (کردها) و عنوان یک ملت حق زندگی در کردستان را داریم. باید قبول کنیم کە اختلافاتی داریم و بە پذیریم کە شرط ما برای همکاری و مبارزه مشترک است.
۱۷. ما نباید بعنوان نسل نو نیروهای کرد را سرزنش کنیم.
بلکە بااید آنها را تشویق نکنیم با تمام اختلافهای هم کە داریم ، تفاوتهای یکدیگر را بپذیریم و به اهداف ملی مردم کرد خدمت کنیم و نقش فعالی در اجرای پروژههای مشترک و بزرگتر داشته باشیم.
این به نفع همه احزاب و نیروهای جامعه کردستان خواهد بود. بنابراین، ما با هیچ گروه، حزب یا سازمان کردی که در خدمت اهداف جنبش کرد باشد، مخالفت نخواهیم کرد.
ما برای توسعه یک وضعیت مدنی-انقلابی تلاش خواهیم کرد و از سازمانهایی که در کردستان آگاهیبخشی و فعالیتهای مدنی انجام نمیدهند، حمایت نخواهیم کرد.
۱۸. بە جهانی شدن مثلە کردها یکی از اهداف لیبرالیسم انسانی و فرهنگی کردها است.
همانطور که یهودیان توانستند از حقوق خود در مقیاس جهانی و گسترده دفاع کنند، آنها نیز باید نیروهای خود را متحد کنند و متحدان بزرگی مانند ایالات متحده و بریتانیا تشکیل دهند.
ما باید با اتخاذ تدابیر جدیدتر و استفاده از تجربه موفق کشورهای توسعهیافته در زمینه حقوق و آزادیهای ملت خود را گسترش داده و حمایتهای بینالمللی و داخلی بیشتری را برای خود جلب کنیم.
ما هدف معاصر خود را به کارگیری تمام تواناییهای کردها برای دستیابی به یک کلمه (یعنی کرد) بدون انکار مهارتهای یکدیگر قرار خواهیم داد.
۱۹. یک محافظهکار کُرد کیست؟ لیبرالیسم انقلابی به چه معناست؟
چه نیازی به روشنگری و حمایت از تشکیل سازمانهای جامعه مدنی وجود دارد؟
آیا دوران کنونی برای ظهور یک حزب انقلابی لیبرال مناسب است؟ چرا سیاست محافظهکارانه باید اکنون اجرا شود؟ آیا اصول فرهنگی، سنتی و اخلاقی ما مورد تهدید قرار گرفته است؟ اینکه محافظهکاران کُرد برای دفاع از این اصول قیام میکنند؟
اندیشههای ملیگرایانه و لیبرال چقدر به هم نزدیک هستند؟ آیا آنها یکدیگر را تضعیف نمیکنند؟
سوالات فوق، سوالاتی هستند که حزب لیبرال دمکرات کردستان آمادگی خود را برای پاسخگویی به آنها و تدوین یک طرح (منطقهای-جهانی) ابراز کرده است. به عبارت دیگر، این حزب میخواهد نقش مثبتی در تجدید انقلاب کردستان و رساندن آن به مرحلهای جدید ایفا کند.
۲۰. غنیسازی جامعه تنها راه رهایی ملت کرد است. اگر نه، پس از خلاص شدن از شر دیکتاتورها، در دام گرسنگی خواهیم افتاد که از دشمن خطرناکتر است.
با دنبال کردن سیاستی غنیشده با اقتصادی سنگین و پایدار، این نیز میتواند حیات ملت ما را در این دوران سرمایەداری تضمین کند. اگرچنین پیش نرویم بفکرجارە اقتصادی معکم پایداری باشی کە ملت خود از نظر اقتصادی تضمین کنیم .چون نتیجه بیشتر انقلاب خلقهای گرسنه، مشکلات اقتصادی و... به بارآوردە و این
باعث میشود مردم متاسفم شوند و ارزوی گذشته و زمام داری دیکتاتورها را بخورند دایره رنج ضخیمتر و ناگسستنیتر نشان داده میشود. این امر باعث بدبینی گسترده میشود و به نظر میرسد که افراد و گروهها در زمان قدرت تفاوتی با هم ندارند.