دریچهای به باورهای حزب لیبرال دموکرات کردستان
با جملهای زیبا و جالب شروع کنیم.
یکی از دانشمندان میگوید باد با شمع خاموش کارساز نیست. اگر به تو آسیبی میرسانند و برایت دردسر درست میکنند، فقط به این دلیل است که تو روشن شدهای و نور داری!
این جمله قلب همه کسانی را که اجازه سقط جنین به آنها ندادهاند و با همان روحیه انقلابی و عصیانگر خود باقی ماندهاند تا در برابر دشمنان مردم خود موضع بگیرند، تحت تأثیر قرار خواهد داد.
انقلاب زیباترین پروژه انسان متمدن است.
ویکتور هوگو گفته است: من انسانهای زنده را کسانی میدانم که مبارزه میکنند.
بدون مبارزه، زندگی مرگ است.
انقلاب زیباترین و جذابترین پروژهای است که ارزشهای انسانی را به انسان بازمیگرداند و خواستار آن است که به او بهای بیشتری داده شود.
در عین حال، باید بدانیم که این عبارت بزرگ نباید برای پر کردن منافع فردی از دست رفته استفاده شود.
وقتی انقلاب جهت زیبای خود را نشان داد و انسان آن را درک کرد، همیشه مانند خورشیدی خواهد بود که کوری روح کیهان را پاک میکند.
وظیفه انقلاب در واقع بازگرداندن کرامت به انسان است و وقتی این کار را انجام میدهد، زلزلهای در قلب انسان آگاه ایجاد میکند. انرژی زیادی را در ذهن افراد آزاد میکند، آنها را از زنجیرهای گذشته آزاد میکند، آنها را به جلو حرکت میدهد و گامهایشان را تسریع میکند.
به عنوان کرد، باید زلزلهای در ذهن ما رخ دهد. این اتفاق چه زمانی خواهد افتاد!؟!
«یکی از سوالاتی که باید از خود بپرسیم این است:
چگونه باید ذهن خود را بار کنیم و چرا باید آن را بار کنیم؟
سؤال: آیا کردها به این زلزله نیاز دارند یا این فقط یک آزمایش روانشناختی است؟
- یک انقلاب روانشناختی به چه ابزارهایی نیاز دارد؟
- پیامدهای این انقلاب روانشناختی برای ما کردها چیست؟
- این انقلاب روانشناختی تا چه حد جامعه را پیش خواهد برد؟
از این رو، باید اشاره کنیم که:
«ما قبل از هر چیز میخواهیم عزت خود را داشته باشیم و با تشکیل یک دولت به این هدف دست خواهیم یافت.
دولت مانند پوستی برای بدن ملت ماست که مانع از افتادن اعضای آن به دست و پای ملتهای دیگر میشود.
دولت ما را از زیر دست این و آن بیرون خواهد آورد، ما را دور هم جمع خواهد کرد، به ما عزت دوباره خواهد بخشید و تجاوز خارجی به خانههای کردها را محدود خواهد کرد.
- نباید اراده هیچ مردمی را به اندازه اراده مردم کرد قوی بدانیم.
مردم کرد چنان مقاومت و سرسختی از خود نشان دادهاند که تمام جهان شرق و غرب را مطیع خود کردهاند تا حقوق سلب شدهشان را به آنها بازگردانند، زیرا کردها تنها یک ملت بودند، هیچ حامی نداشتند و تمام جهان بر حذف آنها از نقشه جغرافیایی توافق کردند. این از مطالعه تاریخ کردها و معاهدات بینالمللی مانند لوزان مشهود است. بنابراین، باید باور کنید که هیچ ملتی به اندازه کردها قوی نیست. این ملت ایمان و قدرت افراد خود را دارد و فرد کرد با ارادهترین فرد در بین ملتهای روی زمین است.
«برای موفقیت به ذهنی باز نیاز داریم. ذهن انسان مانند جلیقه نجات خلبان است. تا زمانی که باز نشود، شما را نجات نخواهد داد. بنابراین، کردهای هزاره جدید باید با ذهنی باز به سمت هدف پرواز کنند.
«مردان بزرگ خود را در سختیها قرار میدهند تا مردم فقیر جامعه خود را راحت کنند. شما باید خود را یک مرد مبارز کرد ببینید. شما باید خود را در رنج برای نجات مردم رنج کشیده خود قرار دهید.»
«انجام کارهای بزرگ بسیار دشوار است و این یک واقعیت اثبات شده است. اما ما فقط برای نتایج کارهای بزرگ انقلاب نمیکنیم، بلکه میخواهیم وظیفه بسیار دشواری را که کنترل، نظارت و مدیریت آن دشوار است، بر عهده بگیریم. بنابراین باید اکنون خود را برای انجام وظایف و مسئولیتهای سنگین آماده کنیم.
«ما ملتی خودکفا هستیم و دشمنان ما متجاوز هستند.
اعتماد به دشمن بسیار احمقانه است. تا زمانی که نجات نیافتهایم، باید سه نکته اصلی را در دستور کار خود داشته باشیم:
۱. هرگز به دوستی با ترکها، فارسها و اعراب فکر نکنید، مگر اینکه کشور شما نجات یافته باشد و آنها جنایات گذشته خود علیه ملت کرد را نپذیرند و آماده جبران گذشته جنایتکارانه خود نباشند.
۲. دشمن با توطئه به سراغ ما میآید. این نکته هرگز نباید فراموش شود. ما هنوز در سیاست یک ملت ساده هستیم و دیگر نباید فریب دشمنان خود را بخوریم. بسیار احمقانه است که با سینه باز و بدون بال به سراغ دشمن برویم، در حالی که او برای کشتن و نابودی ما آمده و پیام اشغالگری خود را رها نکرده است.
۳. از این مرحله به بعد، باید سبک سیاسی، فرهنگ و اخلاق خود را از آنها متمایز کنیم. باید برای آنها محدودیتهایی تعیین کنیم تا نتوانند به راحتی کرامت ما را نقض کنند.
این نکات، آغاز باور ملیگرایانه کردها هستند. برای اینکه به یک انقلابی مورد اعتماد مردم خود تبدیل شویم، باید به اصول باورهای ملی خود که از بازپسگیری حاکمیت کردها از بیگانگان سخن میگوید، پایبند باشیم:
۱. سرزمین اشغالی
۲. کرامت و حقوق سلب شده
۳. زبان تحریف شده
۴. فقدان دولتی مناسب برای اهداف مبارزه مردم کرد برای دفاع از حقوق خود
۵. شکستن واحدهای تشکیل دهنده یک ملت بزرگ با تاریخ، به طوری که وحدت ملی وجود نداشته باشد.
۶. هویت جهانی، پرچم، سرود و یک کشور مستقل.
به عبارت دیگر، برای اینکه اصول نیروی خود را در داخل نقض نکنیم، به شهروندان مبارز خود احترام بگذاریم و محیطی پاک برای مبارزه ملی ایجاد کنیم، باید یک منشور داشته باشیم.
این منشور بیان میکند که یک «پیشمرگه انقلابی کرد» چگونه باید با اطرافیان خود رفتار کند.
به عبارت دیگر، برای محافظت از سیاست و جایگاه اتحادیهمان، باید برخی اقدامات اخلاقی انقلابی را انجام دهیم، زیرا مقاومت ما در چند سال گذشته به دوستان و دشمنان ثابت کرد که ما دائماً در حال رشد هستیم.
مقاومت ما ثابت کرد که میتوانیم به تودههای مبارز کردستان بگوییم که یک انقلابی واقعی همیشه به آزادی ملت خود فکر میکند، حتی در زندان، خارج از کشور و در فقر.