هشدار درباره عبور از مرز توحید؛ آیا غیرت یک هدهد از ما مسلمانان بیشتر است.
در واکنش به آنچه «ظهور نمادهای شرکآلود در گفتمان برخی جریانهای سیاسی اپوزیسیون» خوانده شده، جمعی از جوانان اهل سنت ایران در نامهای سرگشاده خطاب به علمای اهل سنت و مسلمانان موحد هشدار دادند: «اگر این سخنان از سوی ولایتمداران بیان میشد، آیا باز هم ساکت میماندید؟»
در این نامه، با اشاره به داستان «هدهد سلیمان» به عنوان نماد غیرت توحیدی، از علمای اهل سنت، موحدین و همه مسلمانان غیرتمند دعوت شده تا در برابر توهین به جایگاه دین و ترویج تعابیری چون «خدای ایرانیان»، «الهه مادر»، «قبله و کعبهی سیاسی» که درباره شخصیتهای سیاسی معاصر مطرح میشود، سکوت نکنند و موضعی صریح بگیرند. امضاکنندگان نامه تأکید کردهاند که هدف، دشمنی سیاسی نیست، بلکه دفاع از مرزهای توحید است.
متن کامل نامه:
آیا غیرت یک هدهد از ما مسلمانان بیشتر است؟
به نام الله، تنها معبود، بیهمتا، و منزّه از هر شریک و شبیه
برادران و خواهران مؤمن،
علمای ارجمند، موحدان آزاده، و غیرتمندانِ باورمند به خدا،
بیگمان، داستان هدهد سلیمان را شنیدهاید؛ پرندهای کوچک، ولی با دلی بزرگ.
وقتی در سرزمین سبأ دید که مردمان، سجده بر خورشید میبرند، نتوانست خاموش بماند.
او با همهی کوچکیاش، خود را به حضرت سلیمان رساند تا فریاد بزند:
«چرا به جای الله ذوالجلال، خورشید را میپرستند؟!»
آن پرنده، نه انسان بود و نه مکلف، اما غیرتش بر توحید، اجازهی سکوت نداد.
ما انسانایم، مسلمانایم، اهل قبله و قرآن…
اما در برابر چه چیزهایی سکوت کردهایم؟
مرحله به مرحله، از کنار شرکهای آشکار و توهینهای خطرناک عبور کردهایم:
۱. گفتند: «کینگ رضا پهلوی خدای هر ایرانیست»؛ ما سکوت کردیم.
۲. سپس همسر او، یاسمین پهلوی را الهه و خدای مادر معرفی کردند؛ باز هم خاموش ماندیم.
۳. امروز نیز، از زبان برخی هوادارانش میشنویم که او را «قبله» و «کعبه» خود مینامند؛ و در برابرش سجده میکنند.
و از همه تأسفبارتر، شعار «مرگ بر سه فاسد ملا -چپی - مجاهد» سر داده شد؛
شعاری که در ظاهر علیه فساد است، اما در واقع بهطور عمومی رجال دین را – اعم از شیعه و سنی – زیر حمله و نفرین میبرد.
همه میدانیم واژهی “ملا” در فرهنگ عام، به معنای عالِم دین است. این هم نه تنها توهین به گروهی خاص، بلکه اهانت به جایگاه دین و علمای دین است؛ بیآنکه تمایزی میان فاسد و صالح گذاشته شود.
سؤال ساده اما سنگینی پیش روی ماست:
اگر این سخنان از سوی ولایتمداران على خامنه اى یا جناحی دیگر ابراز میشد، آیا باز هم ساکت میماندیم؟ یا آن زمان، توحید برایمان مسئله میشد؟
اگر چنین است، یعنی غیرت ما تابع سیاست است، نه تابع ایمان!
این دیگر فقط انحراف سیاسی نیست.
این شرک است. این کفر است. این عبور از خط قرمز توحید و هتک حرمت اهل علم است.
ای علمای اهل سنت ایران،
ای موحدین و مؤمنان اهل بصیرت،
آیا وقت آن نرسیده که برخیزید و این فتنه را نه از سر خصومت جناحی، بلکه از سر وفاداری به لا إله إلا الله، رد و محکوم کنید؟
برادر و خواهر مسلمان،
بدان: هرگونه مشارکت، تأیید یا حتی سکوت در برابر شرک و توهین به دین، خود نوعی شرکت در گناه آن است.
و روزی خواهد آمد که در محضر الله، از ما خواهند پرسید:
وقتی قبلهات تغییر میکرد، کجا بودی؟
وقتی نام خدا و جایگاه علما تحقیر میشد، خاموش بودی؟
این نامه نه دشمنی با شخصی خاص است و نه نفی نقد سیاسی، بلکه فریادی است برای حفظ مرز توحید.
پس بیایید نه با خشم، بلکه با صداقت،
نه از سر نفرت، بلکه با ایمان،
مرز میان بندگی خدا و بندگی غیر خدا را روشن کنیم.
و السلام
جمعی از جوانان اهل سنت ايران